جمال رضايى

549

بيرجندنامه ( فارسى )

مجازات كردن بازندگان و خطاكاران در بازىها بود « 1 » ولى گاهى با آن يك بازى مستقل هم صورت مىگرفت . در " درنه بازى " يكى از بچّه‌ها به عنوان " استاد " انتخاب مىشد و او نقش يك قاضى و داور را اجرا مىكرد . معمولا " استاد " يكى از بچّه‌ها را مأمور اجراى امرى مىكرد و اگر او در انجام دادن آن قصورى يا خطايى مىنمود يكى ديگر از بچّه‌ها را به تعقيب او مىفرستاد و اين شخص با " درنه " مىرفت و او را مىگرفت و به او " درنه " مىزد و وى را مىآورد بعد " استاد " بچّهء خطاكار را به نسبت خطايى كه كرده بود به تحمّل چند ضربه " درنه " محكوم مىكرد . گاهى بچّه " محكوم " واكنشى نشان مىداد و ميان او و " استاد " نزاع درمىگرفت چندانكه به كتك‌كارى هم مىرسيد . 52 - در هواچ مپره dar hava ce mepare ( در هوا چه مىپرد ) : اين سرگرمى بازى مستقلى كه بين چند بچّه انجام پذيرد نبود تنها بزرگترها وقتى كه با كودكان يكى دوساله بازى مىكردند از آن استفاده مىنمودند بدينسان كه شخص به پشت مىخوابيد و پاهاى خود را بلند مىكرد و كف آنها را به سينه و شكم كودك مىچسباند و دستهايش را با دو دست مىگرفت و با خم و راست كردن زانوان خود و بالا بردن و پايين آوردن كودك - و گاه پراندن او به بالا و دوباره گرفتنش - او را سرگرم مىنمود و معمولا مىگفت : در هوا چ مپره dar hava ce mepare ( در هوا چه مىپرد ) ؟ مرقاكا morqake ( مرغكى ) . چ ماچنه ce mecene ( چى مىچيند ) ؟ جوّزاكا Jowzake ( جوزكى / گردويى ) . كلاق قو ، قو ، قو ( كلاغ قوقوقو ) و آن را تكرار مىكرد ، به همين جهت اين بازى را " كلاغ‌قو " هم مىناميدند . ( ممكن است نام پرندهء ديگرى را نيز بر زبان آورد و صداى او را تكرار كند ) . 53 - دز [ د ] بازى doz [ d ] bazi ( دزدبازى ) : چند پسربچّه كه معمولا تعداد آنها فرد مىبود يكى را از ميان خود به‌عنوان " داروغه " ( داروقه daruqe ) انتخاب مىكردند و بقيّه به دو دسته مساوى تقسيم مىشدند : يك دسته به عنوان « ميرشب » ( ميرشوّ mire sow ) و يك دسته به‌عنوان " دزد " ( دز [ د ] doz [ d ] ) . به‌دستور " داروغه " " ميرشبها " چشمهايشان را مىبستند و جلوى آنها را با دو دست مىگرفتند پس از آن " دزدها " فرار مىكردند و متوارى و در جاهايى پنهان مىشدند . آنگاه " داروغه " دستور مىداد

--> ( 1 ) . نك : " پادشابازى " شمارهء 23 . صص 535 - 534 و " دزدبازى " ، شمارهء 52 همين صفحه .